نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
آرزو گم کرده تنها و سر گردان
نه آرامی نه امیدی نه هم دردی نه همراهی
گهی افتادن و خیزان چون غباری در بیابان گهی خاموش
و حیران چون نگاهی بر نظر گاهی رهی تا چند سوزم در دل
شب ها به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی..........................