نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
تو با آن قلب سنگی ات خانه ام را خراب کردی و مرا آواره ساختی بر تل سنگها به جرم آن که من نپذیر فتم که قلبم را چون تو به سنگ بدل کنم
تو با آن قلب سنگی ات دیواری از سنگ کشیدی چیزی نمانده برایم جز سنگی پر تاب می کنم