تبليغاتX
Sh.H


نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی

گاه در آغوش این گاه در آغوش آن -
من برای همیشه تنهایم ... آنهم فقط به خاطر تو !
چرا حالامینویسم واسه یه بی لیاقت
کسی که زندگیمو داد به لجن کثافت


کسی که عاشقش شدم ولی اون ساده برید
چه اشکایی که به پای اون  ساده چکید

 تمام خاطرات من با تو بود اگه دروغ
 تموم لحظه های زندگیم شد با تو  حروم
دیگه فکر میکنم گذشته من بود یه خواب

یه روز قلب منو گرفتی گفتی میمونم با تو آرامش زندگی من تویی نرو

   همه وجودمو دادم بهت خوردی قسم

که تا پایان مرگمون ما هستیم مال هم

چه روزگاریی گذروندیم من و تو با هم
چه خاطراتی رو رقم زدیم  در آغوش هم

همه او شبا رو به عشق تو سر رسوندم
 
همه زندگیمو من پای تو سوزوندم
وقتی بودی پیشم حس میکردم تو درونمی
 
اره یه عشق پاک میخواستم

چیز کمی ولی عاشقت شدم تو روز وصال ما
تو رو میخواستم حتی به قیمت دنیا
 قید تمام دنیا رو به خاطر چشمات زدم

هرکاری گفتی کردم گفتی سرت پایین باشه به هیچ کسی  نگاه نکن

اسم کسی به جز منو تو زندگیت صدا نکن
غرورمو شکستم قلبمو ریختم زیر پات
هر جا رسیدم به همه گفتم میمیرم برات
به خاطر داشتنت تو رو زندگیم خط کشیدم فکر خیالم تو بودی
جز تو کسی ندیدم
تو رویاهای صورتیم تو پادشاه من شدی
به آسمون نیازی نیست تودیگه ماه من شدی
تو شب ناز مژه هات
با عاشقی قدم زدم با هر کی میلت نبود رابطمو به هم زدم
زدم رو دست لیلی
نزاشتم اشک تو بیاد تکیه دادی  شونه شدم
 تو قمار سر نوشت هستیمو باختم واسه تو

روز خیانت نداشتم چیزی واسه باخت
   همه چیزمو دادم برای یه عشق ناب
ولی تو چی دادی فقط دادی به من آزار

 کسی نبود منو به خاطر خودم بخواد
بعد تو میخوام شروع کنم یه راه تازه
بزار مثل خودت فراموشت کنم  ساده
دیگه نمیخوام با چشمای گریونم بشینم دیگه
   

 چیزی نمیخوام بدونم از تو بیزارم دیگه

 باورم شد دوست داشتنا یه دروغه

همه رابطه ها آخره تهش خزونه

دوران لیلی مجنوم هم یه دروغ کثیفه

قصه شیرین فرهادم حتی واسم  عجیبه
دیدم با عشق جدید.... حرکتایی دیدم شدم من راهی
خزون غروب بعدپاییز




لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:47 توسط ..:: لاف وفا ::..


Falling Objects