نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
آن فروغ درخشان
که زمانی در برابر دیدگانم می درخشید
اکنون برای همیشه از نظرم ناپدید شده است
گرچه هیچ چیز نمی تواند
بار دیگر شکوه علفزار و طراوات گلها را
باز گرداند
اما غمی نیست
باید قوی بود
و به آنچه بر جای مانده
امید بست...