the day was a year at first ,when children ran the garden روزها به اندازه یک سال است ، وقتی که بچه هستی و توی باغ می دوی. the day shrank down to a month, when the boys play ball روزها به اندازه یک ماه می شوند ، وقتی که پسر بچه ای هستی و توپ بازی می کنی . the day was a week then after , when young men walked in the garden روزها به اندازه یک هفته می شوند ، وقتی که مرد جوانی هستی و در یک باغ قدم میزنی. the day was itself a day , when love grew tall روزها به اندازه یک روز خواهند شد ، وقتی که عاشق می شوی. day shrank down to an hour , when old man limped in the garden روزها به اندازه یک ساعت می شوند ، وقتی که سالخورده ای و در باغ راه می روی. the day will last forever , when it is nothing at all روزها به پوچی سپری می شوند ، وقتی که هیچ چیز در بین نیست.
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 18:6 توسط ..:: Sh.S ::..
منچستر یونایتد1 شب و سکوت2 آدمای با دل پاک 3 گل از هر نوعش4 اهنگ های یگانه و چاوشی5 کادو دادن6 قرمه سبزی7 شیر موز8 شعر9 شنا10 آدمای با مرام و معرفت 11 : چیزایی که ازش حالم به هم می خوره
کله پاچه1 کفش بند دار2 بوی سیگار3 آدمایی که 2 رو4 پسرهایی لوس5 دخترهای سبک6 ا سرو صدا7 آدم نا مرتب و نامنظم8 بچه9 دختر و پسرهای خیانت کار10
دختر و پسر های نامرد11
..::آمار بازديد::..
افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان: