نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
داغون داغونم، زمستون سرد هرچي جلو مي ره بيشتر سوزش جگر مي سوزونه، اون از يلداي بلندش اون از خداحافظي با تو و اينم از رفتن يكي از سنگ صبورا، بقيه رم كه بي خيال، ديگه شايد با هيچكي حرف نزنم، مي خوام يه چند وقت بزنم تو عالم بي خيالي ... بي خيال خيال ، بي خيال تو، بي خيال عشق، با خيال با خيال ديوونگي، با خيال مرگ !