تبليغاتX
Sh.H


نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی

((دختـــــــــــــــر شــــــــــــــب)) - زندگی سیرم ازت
مطالب وب لاگ من برای فرد خاصی نیست از _عشق_ بیزارم.... !
تنها در میان تن ها
چه عاشقانه مانده ام

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو
چه بیصبرانه مانده ام
چه خوانا دوریت را بر سر در خانه نوشته ام
و من در نخواندن آن،
چه پافشارانه مانده ام.
چه بسیار است دو رویی ها،
فراموش کردن ها و گسستن ها
و من در این همهمه
چه صادقانه مانده ام...!

 

 

 

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟


 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:52 توسط ..:: Sh.S ::..


Falling Objects