مستانه عشق باخته و مستانه عشق نباخته و دوباره مستانه عشق باخته، چه فرقی دارد؟ باز می گردم سر این قصه، مثل کسی که نبوده اما سرنوشتش از همان اول این بوده که برگردد و شاید حکمتی در کار است.
نه مجسمه ای پیدا کردم، نه دسته گلی ، نه دلبندی که بگویم:" حالا پرچم های نو بر قلعه می افرازیم، پرچم هایی که تو دوست داشته باشی، " که دوباره دستم را بگیری، که دستم را در دست بگیری. از اینها خبری نیست.
لينك ثابت
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:38 توسط ..:: Sh.S ::..