تبليغاتX
Sh.H


نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی

((دختـــــــــــــــر شــــــــــــــب)) - آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟
مطالب وب لاگ من برای فرد خاصی نیست از _عشق_ بیزارم.... !


خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه
دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم
شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است...

حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟

افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام

. من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته

، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم

 تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم

 براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ،

چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم

ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم

، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد .

يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 15:58 توسط ..:: Sh.S ::..


Falling Objects