نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
روزها پشت هم در گذرند...از آنها رد پایی می ماند،حسی کوتاه و گاهی عمیق...روزهای
کودکی،دردانگی و بی خیالی...روزهای مدرسه،جوشهای غرور روی پیشانی،عشقهای داغ ِداغ ِ
داغ،نفرتهای کورکورانه...روزهای جوانی،فرصت و انتخاب،دنیایی پیش رویت است پس بتاز...روزهای
آینده...روزهای عاشقی و دلدادگی،روزهای جدایی و گوشه ،هم آغوشی های انفرادی،وابستگی های
خسته کننده،رمانهای تکراری اما بزرگ و مشهور،شعرهای ترانه مانند،موسیقی نافرم،بوسه های
یواشکی،داستانهایی که هرگز نوشته نشد،خنده هایی که سرشار از نور است،تمنا و التماس و
اضطراب،سیبهایی که چشیده شد،دوستانی که داشتی و دوستانی که خواهی داشت،انسانیت متبلور
شده در عمق رفاقت...
روزهای آتی...