نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
در زندگی من یک بار معجزه ای رخ داد
کسی تمام وجودش را به من بخشید
بی هیچ چشمداشتی
و مرا همانگونه که بودم خواست
گاهی ابری و گاهی افتابی
صدای ارام اندیشه هایم را شنید
چون بی نهایت به من نزدیک شد
انقدر نزدیک که گویی در روح من حلول میکند
و سیاهی نشاط اور چشمانش را به من بخشید
من هم بی هیچ چشمداشتی
روحم را میبخشم
به انکسی که من را به اعجاز معتقد کرد
باور کن
معجزه اتفاق می افتد