تبليغاتX
Sh.


تو ترانه های من دنبال عاشقی نگرد عاشقی رفت روی ابرها توی آسمون هفتم دیگه دنبالش نگرد ...عاشقی رفت روی ابرها . . .

((دختـــــــــــــــر شــــــــــــــب))
بهترین جای جهان

یعنی با تو

برهنه

گم درمیان انبوه ملحفه ها

و شکست نور در برابر طرح اندامت




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 19:50 توسط ..:: جنس لطیف ::..

شبی که به خیانتم کشاندی از من چیزی باقی نماند جز جسمی رقصان

در میان دستان دیگران و من چه کودکانه خودم را به آغوش گرم تو سپردم

تا در امانم داری و تو با همین جرم مرا تا انتها رساندی اما دیگر سرانگشتان

هیچ غریبه ای تا ابد مرا لمس نخواهد کرد حتی تو نازنینم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 19:39 توسط ..:: جنس لطیف ::..

به نقطه چین های چشمانت فکر میکنم  ....

تو همیشه میفروشی

سه حرفی ها را به یکدیگر

ع ش ق را به  ه و س

ش ر ف  را به  و ل ع .....




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 11:51 توسط ..:: جنس لطیف ::..

Tinypic


گوشیم زنگ میزنه...

شماره ی تو ِ...

بر خلافِ همیشه,اینبار جواب میدم..!!

-بله؟!

-سلام عشقه من...

چقدر این صدا برام آشناس..!

منو یادِ یه چیزی میندازه...

اما چی...؟؟؟!!!

...

آها فهمیدم!


زوزه ی شغال هایی که دنباله طعمه میگردن..
.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 11:46 توسط ..:: جنس لطیف ::..

خدایا؟

میدونی این روزها چی می خوام؟

فقط و فقط تو رو...

می خوام منو محکم بغل کنی...

طوری که دست هیچکی بهم نرسه

...

می ترسم، از همه چیز، از همه آدما، از همه اتفاقا....

می خوام دستاتو محکم دور کمرم حلقه کنی، نوازشم کنی...

 اشکامو پاک کنی و بهم بگی:

نترس عزیزم...نمی ذارم هیچ اتفاق بدی بیوفته...قول می دم!

خدایا، بغلم کن!

آرومم کن...

می خوام فقط پیش خودت باشم

می خوام مراقبم باشی...بیشتر از همیشه...

اونوقت دیگه از هیچی نمی ترسم...

باور کن...اگه تو کنارم باشی...از هیچی نمیترسم!





لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 21:13 توسط ..:: جنس لطیف ::..

.


تولدت مبارک نرگسیییییییییییییییییییی





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 13:20 توسط ..:: جنس لطیف ::..

سلام نر گسسسسسس تولدت مبارک





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 13:18 توسط ..:: جنس لطیف ::..

من اسیری هستم به نام "زن"

در چشمانتان که "مرد وزنید"

نمی دانم چه گلی برسر دنیا زده اید

از اینکه همیشه انبانتان پرتر ازمن بوده است و

نگاهتان همیشه خالی تر

من سهمی از لاشه ی دنیا نمی خواهم

تنها سهم مرا از عشق بدهید

که می خواهم تا صبح برای کوچه ها تکرار شوم

بی آنکه مرا هرزه بنامید.......




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 2:4 توسط ..:: جنس لطیف ::..

هیچکس بودن  و نامم نشنید

هیچکس ناز نگاهم نکشید

هیچکس حرف دلم را به پشیزی نخرید

هیچکس طعم کلامم به بهایی نچشید

وای………………. برمن




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 0:16 توسط ..:: جنس لطیف ::..


Falling Objects