تبليغاتX
Sh.


تو ترانه های من دنبال عاشقی نگرد عاشقی رفت روی ابرها توی آسمون هفتم دیگه دنبالش نگرد ...عاشقی رفت روی ابرها . . .

((دختـــــــــــــــر شــــــــــــــب))

خوش به حال کسانی که شهید شدن حداقل به خاطر یه هدف و کشورشون جونشونو دادن وقتی کلیپ ها میبینم


گریه میکنم  به  خاطر جونیشون اما بازم خوبه که شهید شدن از این دنیای فانی مزخرف راحت شدن




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 3:12 توسط ..:: جنس لطیف ::..

شاید... 

شاید خودم هنوز نفهمیدم!!
هنوز نفهمیدم چقدر دوست دارم!!
شاید اصلا اسمش دوس داشتن نباشه!
ولی من اگه نباشی خیلی دلم برات تنگ می شه مث الان! 

ولی من انگاری...

نمی دونم!
نمی دونم!!!!

گر شکستن قلب و غرور صدا داشت , عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند  .







لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 21:51 توسط ..:: جنس لطیف ::..

تازه فهمیده ام که رؤیا،
نام کوچک ترانه است!
تازه فهمیده ام،
که چقدر انتظار آن زن سرخپوش زیبا بود!
تازه فهمیده ام که سید خندان هم،
بارها در خفا گریه کرده بود!
تازه غربت صدای فروغ را حس کرده ام!
تازه دوزاری ِ کج و کوله آرزوهایم را
به خورد تلفن ترانه داده ام!
پس کنار خیال تو خواهم ماند!
مگر فاصله من و خاک،
چیزی بیش از چهار انگشت ِ گلایه است،
بعد از سقوط ِ ستاره آنقدر می میرم،
که دل ِ تمام مردگان این کرانه خنک شود!
ولی هر بار که دستهای تو،
(یا دستهای دیگری، چه فرقی می کند؟)
ورق های کتاب مرا ورق بزنند،
زنده می شود
و شانه ام را تکیه گاه گریه می کنم!
اما، از یاد نبر! بیبی باران!
در این روزهای ناشاد دوری و درد،
هیچ شانه ای، تکیه گاه ِ رگبار گریه های من نبود!

هیچ شانه ای!●




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 2:43 توسط ..:: جنس لطیف ::..


اگر یه روزی رسید که میخواستی گریه کنی...به من زنگ بزن...من قول نمیدم که بخندونمت...ولی حتما تو گریه همراهیت میکنم.
 
اگر یه روزی خواستی فرار کنی...به من زنگ بزن . .من قول نمی دم که منصرفت کنم...ولی حتما باهات فرار میکنم..
 
اگر یه روزی نمیخواستی  صدای کسی رو بشنوی...به من زنگ بزن...من قول میدم که ارام و ساکت کنارت باشم.
 
ولی اگه یه روز زنگ زدی و جوابی نشنیدی...سریع بیا سراغم...شاید من به تو احتیاج داشته باشم...



لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 16:1 توسط ..:: جنس لطیف ::..

روزها فکر تو ام...

شب ها خواب می بینم تورا...

خواب شب پوچ است...

بیدار می خواهم تورا!!!!

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 3:16 توسط ..:: جنس لطیف ::..

امروز به انتخابات ایران فکر میکردم بیشتر سایت ها و نظر سنجی ها رو دیدم همه به آقای موسوی رای دادن


تا حدی که قابل مقایسه نیست و رای ها آقای احمدی نژاد پایین است کمتر کسی به آقای احمدی نژاد رای میده


از خیلی ها اینو شنیدم بیشتر دوستل اطرافیان .اگه احمدی نژاد انتخاب بشه که من به همه چیز این دولت شک میکنم و نباید انتخاب بشه




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:2 توسط ..:: جنس لطیف ::..

به كه بايد دل بست؟ به كه شايد دل بست؟ سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است .

هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را گرم، پاسخ گويد نيست يك تن كه در اين راه

غم آلوده عمر قدمي، راه محبت پويد





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 2:4 توسط ..:: جنس لطیف ::..

چشمهایم را میخواهی

نگاهم را نه!

شب را دوست داری

ستاره ها را نه!

من را میخواهی

بودنم را نه!!!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:34 توسط ..:: جنس لطیف ::..

دوری از چشم تو انگار شده تقدیرم


آخرش پشت همین فاصله ها میمیرم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:29 توسط ..:: جنس لطیف ::..

                                دل به تو بستم کاشکی بفهمی




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:21 توسط ..:: جنس لطیف ::..

نمی خواهم که خاموشت ببینم نمی خواهم سیه پوشت ببینم ندارم

 طاقت یک قطره اشکی که در نور دو چشمونت ببینم نمی خواهم

 که دستت را بگیرم زلبهای قشنگت بوسه گیرم فقط آغوش خود بگشا

 شیرین که من یک دم در آغوشت بمیرم





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:3 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 2:9 توسط ..:: جنس لطیف ::..


Falling Objects