تو ترانه های من دنبال عاشقی نگرد عاشقی رفت روی ابرها توی آسمون هفتم دیگه دنبالش نگرد ...عاشقی رفت روی ابرها . . .
![]() by Papaha
|
اندوهِ تازهای نیست دل تنگی ِ من و بیتفاوتی آدمها روزهای زیادی است که تنهایم میترسم آنقدر
غمگین باشم که دنیا فراموشم کند

شهري که در آن نا مردي مرام است ، نامرد باش که در آن مردي حرام است
قهوه هایم
هرشب٬ تلخ تر و فالهایش ٬شلوغ تر کابوس هایم٬ ترسناک تر تنهاییم٬ آشکار تر دستانم ٬سردتر و من ٬منزوی تر ........ نه ترک نمی شوید... نه تو ٬ نه قهوه ٬
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست, کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام, گل بگو گل بشنو, هر
کسی می خواهد وارد خانه پر مهر و صفا مان گردد , شرط وارد گشتنش شستشوی دلهاست. شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی می کوبم و به یادش با قلم سبز بهار می نویسم:
ای دوست ! خانه دوستی ما اینجاست. تا که سهراب نپرسد دیگر " خانه دوست کجاست
![]()
من
دونده ای خسته
از پیچ و خم های شهر
هرچه میروم
باز به پایان نمی رسد این قصه
در این
زمانه
امیخته شد
ادم با حیوان
با سنگ
با رنگ .....!
در یک هوای نیمروز
دلم لک میزند
برای بوی آدم
برای یک جرعه آب حیات...
...
لباسم را خونین
مرگم را گزارش کردند
در عزایم
سه روز خرما
و یک جرعه حرام نوشیدند
اما
من بودم
بودنم را کس ندانست
باز دویدم
باز دویدم
تا به قبرستان رسیدم
آه بر من !
گورم نیز مرا نشناخت .....
بهانه گير شده ام،
و اين روزها بهانه تو را بيشتر از همه مي گيرم..
بهانه دور بودن، نديدن...
***
آشفتگی ِ این روزهایم را ببخش
گاهی باید کم باشی تا کم بودت احساس بشه
نه اینکه نباشی تا نبودت عادت بشه!!!
![]()
خدایا تشکر به خاطر.......................دوست دارم