تو ترانه های من دنبال عاشقی نگرد عاشقی رفت روی ابرها توی آسمون هفتم دیگه دنبالش نگرد ...عاشقی رفت روی ابرها . . .
تا اخر پايبنده4- يكي نمي دونه دلش به كي بنده5- يكي هر بار به يكي دل مي بنده 6- يكي دل مي بنده
تا بخنده 7- يكي دلش اكبنده مونده به كي دل ببنده! حالا تو دلت شماره چنده؟
نمی دانم چرا با اینکه هر شب بی قرارم
ولی سر را به دامان خیالت می گذارم
چنان شادم با خاطراتت ؛ شاید ندانی
که تک تک لحظه های رفته ام را میشمارم
از طرف یه دوست

mafhomesh ine ke dostimon payash soste
آبرویم را نریزی دل...
ای نخورده مست...
لحظه ی دیدار نزدیک است....
من به کسی نیاز ندارم
فقط مینویسم اما متفاوت مثل بازیگری که نقش های متفاوتی بازی میکنه تا خودشو محک بزنه من دارم خودم و به نوشته هام میشناسم در این زمینه تا به حال قلمی نداشتم و حالا دارم در کنار این محک با آدمای دورو برم هم آشنا میشم با نظراشون و از همه ممنون ......... اکنون که پر شدم از واژه ها هر چند نازلال مرا با واژه هایم به خاطر بسپار 
بد نبودم
بد نشدم بی تفاوت شدم
به نقطه چین های چشمانت فکر میکنم ....
تو همیشه میفروشی
سه حرفی ها را به یکدیگر
ع ش ق را به ه و س
ش ر ف را به و ل ع .....

سرد نیست
سرد میشود
وقتی
به خاطرات نیشخند میزنم
وقتی به نبودن نگاهت با تلخی میخندم
سرد میشود
وقتی
خواب های آمدنت را باز هم باور میکنم
باورهای من سردند
وقتی تو نیستی تا آبادش کنی........