تبليغاتX
Sh.


تو ترانه های من دنبال عاشقی نگرد عاشقی رفت روی ابرها توی آسمون هفتم دیگه دنبالش نگرد ...عاشقی رفت روی ابرها . . .

((دختـــــــــــــــر شــــــــــــــب))

به وبلاگم خوشومدی!!!http://ms19.blogfa.com


گاهي ‹ دل › شيفته كسي يا چيزي يا كتابي يا شهري مي شود.
اين طبيعي است غريزه ‹ عشق ورزيدن › را دست آفريدگار در سرنوشت من و تو قرار داده است و خود
 نيز برخي دوست داشتن ها را توصيه كرده و از برخي مودت ها و محبت ها  نهي كرده است.  مهم آن
است كه  در  انتخاب ‹ محبوب › و ‹ معشوق › دقيق باشي ، اگر دل مي سپاري ،  به  چيزي  بسپاري
كه بيرزد ، اگر عاشق مي شوي ، عشقت به چيزي باشد كه از  خودت  ارزشمند تر  باشد  و  بيرزد  كه
احساس قلبي و عواطف خويش را نثارش كني و خويش را برايش فدا سازي.
قيمت  انسان را  عشق  او  تعيين  مي كند  و  معشوق   هر  چه  قيمتي تر  باشد.  عشق  و  عاشق
با ارزش تر است، به قول خواجه عبدالله انصاري : ‹ آن ارزي كه ورزي ›

به وبلاگم خوشومدی!!!http://ms19.blogfa.com

http://nasimeelahi.blogfa.com/




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 12:51 توسط ..:: جنس لطیف ::..

گاهي در عشق هم انسان سر خود كلاه مي گذارد. راستي ... مرز ميان « عشق » و « هوس »
 چيست ؟
آيا دلدادگي، در هر مرتبه و نسبت به هر چيز و هر كس، عشق است ؟
آيا هر كه در خود، جذبه و كشش  احساس كرد  « عاشق » است ؟كدام علاقه و  محبت ،  « زر »
ارزنده است و كداميك « دام » ؟
عشق حقيقي در پي شناخت كمال و جمال در محبوب و معشوق است.
پس عاشق هم، كمال جو و جمال طلبي است كه اهل « معرفت » باشد.
عشق مجازي، علاقه هاي زودگذر و شيفتگي هاي بي ملاك و بي مبنا است.
از اين رو اينگونه عاشق ها ، با غوره اي سردي شان مي شود و با  موريزي گرمي شان. دمدمي
مزاج اند، يك لحظه عاشق اند،  لحظه اي بعد بيزار. امروز هوا خواه  سينه  چاك اند ،  فردا  دشمن
 كينه توز.
اين رسم عاشق نيست، عاشق اهل وفاست! عاشق، خانه دلش را مهمانسراي « يك » دوست
مي كند. آن كه هر روز در پي دلداري  است و  عاشق  هزار معشوق  است دروغ مي گويد، دامي
گسترده تا دامي صيد كند و دانه اي پاشيده تا مرغاني به تور اندازد...
روا نبود كه با يك « دل » و دو « دلبر » داشتن !
عشق  كالايي  نيست كه  بتوان به  مشتري هاي  بسيار فروخت  و همه راهم راضي نگه داشت!
« اي يك دله صد دله، دل يك دله كن! ... » اين همان كلام الهي است كه  فرموده است : « ما جعل
الله لرجل من قلبين في جوفه
»  « خداوند براي كسي دو دل در سينه قرار نداده است. »



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 12:48 توسط ..:: جنس لطیف ::..

 


یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر
می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر
کرد.

 دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان
  و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق
توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.

*

سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که  عقابان
را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.

*

و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر*

آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود.

 

عشق دیروز نفرت امروز خستگی فردا

 دوستان اگر به دنبال عشق مجازی هستید معشوق را ازمنظرعقل بنگرید نه اوهام.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 12:40 توسط ..:: جنس لطیف ::..

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود

به وبلاگم خوشومدی!!!http://ms19.blogfa.com




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 11:53 توسط ..:: جنس لطیف ::..

خیلی سخته یکی رو دوست داشته باشی ولی طرفت هیچ وقت اینو نفهمه....

نتونه وسعتشو درک کنه و با کاراش تورو آزار بده و باعث بشه تو از دنیاش بری بیرون

به خاطره یه مشت آدم بی سروپا بهت دروغ بگه.اشکتو در بیاره ولی براش مهم نباشه../

آدم باید خیلی سنگدل باشه.....بی احساس باشه....من سراسر بغضم سراسر اشک.

چقدر دوسش داشتم.............ولی........ولی نفهمید........امیدوارم یه روزی بفهمه..

بفهمه که چیکار کرد....که چیکار کرده........




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 2:54 توسط ..:: جنس لطیف ::..

دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوسِت دارم اما معني شو نمي دونن

از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن

از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره....




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 2:53 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:41 توسط ..:: جنس لطیف ::..

 


 

 

768.jpg

 هنوز نتونستم باور کنم که خسرو شکیبایی از میان ما رفته روحش شاد و یادش گرامی

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:39 توسط ..:: جنس لطیف ::..

رفتی و  خدا پشت و پناهت به سلامت 

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست

 

 

وفادار تو بودم تا نفس بود

دريغا همنشينت خارو خس بود

دلم را بازگردان      بازگردان

همين جا سوختن بس بود     بس بود!




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:3 توسط ..:: جنس لطیف ::..

زندگی یک خواب است

خوابی از جنس لطیف رویا

- خواب پیوند دو دست

- خواب پیوند دو قلب

و مباد آن را هرگز وحشت

وحشت یک کابوس


وحشت تنهایی



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 1:44 توسط ..:: جنس لطیف ::..

نمی دونم چرا خدا اسمتو نوشته بود تو سرنوشتم

یه عمری به پات نشستم و هیچوقت تنهات نذاشتم

 تو اونی که قلب سادمو شکستی رفتیو رو من در زندونو بستی

نگو پر بگیرو از قفس رها شو پرامو بستی

دیوونه تویی من نیستم گرفتی هستو نیستم

حالا تنهات می ذارمو میرم با همه بدیات 

نه دیگه دیگه گول نمی خورم نزن حرفی از حرفات پرم                                




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 15:8 توسط ..:: جنس لطیف ::..

تنها به خاطر عهدی که بسته ایم

در کنار هم هستیم

گفتن دوستت دارم

حتی

در زمان معاشقه نیز

دشوار است

جالب است ....

 من غیر از تو

کسی را نمی خواهم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 3:37 توسط ..:: جنس لطیف ::..

     و شکستن برایم شد خاطره ای از عشق...

 

چقدر قصه ام خنده دار ،چقدر بيکاره دلم


تا ديدم مي خواي بري دلم راهتو سد نکرد


برو فراد مال تو ديگه اينجا برنگرد

4sbb04


 

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:11 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 1:39 توسط ..:: جنس لطیف ::..

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه ، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند .




نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود كرداما می توان محبوب دیگران شد



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 1:37 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 2:0 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:59 توسط ..:: جنس لطیف ::..

هر بار که میدیدمش ساعتها گريه مي کردم! آخرين بار که به سراغش رفتم

ديوانه وار مي خندیدم. وقتي حالت استفهام را در نگاهش  ديدم، با طعنه گفتم:

تعجب مکن چرا مي خندم. من ديگر آن زن سابق نيستم! بس بود هر چه تو قاه قاه خنديدي

 و من هاي هاي گريستم!

تازه حرفم را تمام کرده بودم که يکباره قطره اشکي سرگردان در گوشه چشمم لنگر

انداخت! با طعنه گفت: بنا بود گريه نکني! پس اين اشک چيست؟!

اشک را با دست پاک کردم و فيلسوفانه گفتم: اين؟ اين قطره اشک نيست!

نقطه است! مي فهمي؟ نقطه! اين آخرين نقطه ايست که به آخرين جمله آخرين فصل

کتاب ايمانم، به عشــق مردان گذاشتم! مــــن ديگر به هيچ چيز مردان ايمان ندارم!...

جــــز به يکپــــارچگيشــان در نامردي.........




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 1:58 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:18 توسط ..:: جنس لطیف ::..




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:2 توسط ..:: جنس لطیف ::..


Falling Objects