تو ترانه های من دنبال عاشقی نگرد عاشقی رفت روی ابرها توی آسمون هفتم دیگه دنبالش نگرد ...عاشقی رفت روی ابرها . . .




.jpg)
هی رفیق خیلی خسته ام....
از این روزهای تکراری خسته ام....
از آدمک ها خسته ام...
آدمک ها دروغ می گویند...
آدمک ها تظاهر می کنند...
آدمک ها فریب می دهند...
آدمک ها زیر نقاب هایشان از یکدیگر بیزارند
ولی با نقاب روی صورتشان به یکدیگر دوستت دارم می گویند
خسته ام...
از اجتماع متعفنی که در آن زندگی میکنم خسته ام....
کاش میتوانستم خیلی راحت از مسائلی که آزارم میدهد بگذرم....
من دنیای روشن وزیبا را دوست میداشتم ...
من دنیایی به دور از تزویر و ریا را دوست می داشتم...
خسته ام...
من از خاطرات کسالت آور خسته ام...
من از احساسات پوچ و بیهوده خسته ام...
من از عشق های دروغین خسته ام...
من از دوست داشتن های .....تخیلی خسته ام...
من از روزهای فراموش نشدنی خسته ام....
من از ساده بودن آدمهای احمقی مثل خودم خسته ام...
من از دورنگی های آدمک ها خسته ام...
کاش نمی فهمیدم....
کاش میتوانستم سرم را به هوسهای دروغین که به عشق می شناسنندش گرم کنم...
کاش آدمک های حقیر و بیمار با افکار پوچ و بیهودشان آزارم نمیداد...
کاش میتوانستم لحظه ای برای خودم باشم....
من از این تکرار حالم به هم میخورد....



خدا هدايتم كن كه ظلم نكنم زير
ا ميدانم ظلم چه گناهي است.
خدايا نگذار دروغ بگويم زير
ا دروغ ظلم بزرگي است.
خدايا محتاجم كن كه بي انصافي نكنم زير
ا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا دلم از ظلم و ستم گرفته است
ترا به عدالتت سوگند ميدهم كه مرا در
زمره ستمگران و ظالمان قرار نده.
خدايا ميخواهم فقيري بينياز باش
م كه جاذبه هاي مادي زندگي مرا از زيبايي
و عظمت تو غافل نگرداند. ![]()
خدایا تو را به بزرگیت قسم من را ب
ه دست نا اهلان نسپار .
خدایا آنقدر خودت بی نیازم گردان از معنویا
ت که جز تو رو به کسی نگردا
نم
اُفت زندگانی است
یا رب کمکم کن ![]()
![]()
یک لحظه دلم ب
ی عشق آسوده نباشد ![]()
عشقی که به نا پاکی آلوده نباشد ![]()
ای چشم اُمید من ب
ر لطف و عطای تو درمن هنری دارم باشد به رضای تو
یا رب
یا رب یا رب ![]()
خوبی و بدی بر همه تاثیر گذار است راهی بکشانم
که به خوش نامی قرار است![]()
از نیک سرشتی من و بی بهره نگردان این بنده
در مانده به درگاه تو زار است ![]()
یک لحظه دلم بی عشق
آسوده نباشد ![]()
عشقی که به ناپاکی
آلوده نباشد
![]()
ای چشم اُمید من بر
لطف و عطای ت
و در من هنری دارد باشد به رضای تو
یا رب
یا رب یا رب ![]()
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد








زیر باران غزلی خواند,دلش تر شد و رفت..
چه تفاوت که چه خورده است؟!غم دل یا سم!
آنقدر غرق جنون شد که برفت...
روز میلاد همانروز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت...
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید,عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت!
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری که ساده یک روز کبوتر شد و رفت....!!!

خیلی ها می روند تا ثابت کنند
عاشقند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
يه حس غريبي دارم....
نمي دونم خوشحالم يا ناراحت... !
يه چيزي تو دلم قلمبه شده ... با تمام وجود حسش مي كنم ... داره ديوونم مي كنه ...
خردادم داره شروع مي شه . فردا اولين امتحانمه ... حوصله ي درس خوندن رو ندارم ... يعني حسش نمياد...
دلم مي خواد يكي باشه كه باهاش حرف بزنم... ،
يكي كه مثل بقيه حرفام براش مسخره نباشه ...
يكي كه بفهمه چي مي گم ؛
دركم كنه... .
يكي كه با حرفاش آرومم كنه ...
به شدت احساس تنهايي مي كنم....
تنهام....
خيلي تنها....
کشیدم بغض های دیشب خود
زدم رنگ قشنگی بر لب خود
نیاز با تو بودن را چو دیدم
شکستم باز هم من در تب خود