نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
پروردگارا! تو دهنده هر نعمتي، صاحب هر حاجت و منتهاي هر اميدي. فراوان ترين سپاس ها براي توست و برترين منت ها از آن تو. به نعمت تو كارهاي نيك كامل مي گردد. اي كه به كارهاي نيك معروفي و موصوفي! مرا از كارهاي نيكت بهره مند ساز. تا از غير تو بي نياز گردم. به رحمتت اي مهربانترين مهربانان

happy valentaine day
![]()
![]()

وقتی زندونی تو هوس .................. مثل پروازی تو قفس
این رسم همراهی نشد ، ای هم نفس
وقتی قلبت از من جداست
سر گردونه بی هم صداست
انگار دستت با دست من نا آشناست

با این بوی بنفشه که در سرمان می پیچد. مواظب خودت باش
همه مهربونا دوست نیستن
از این
نه از مهر ور نه از کین می نویسم
نه از کفر و نه از دین می نویسم
دلم خون است ، می دانی برادر
دلم خون است ، از این می نویسم
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
عزیزمن، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟


دلی کنار پنجره نشسته زار می زند
و خواب دیده ام شبی مرا کنار می زند
غروب ها که می شود خیال چشمهای تو
تو را دوباره در دل شکسته جار می زند
یکی نگاه می کند یکی گناه می کند
یکی سکوت می کند یکی هوار می زند
و عشق درد مشترک میان ماست با همه
کسی که شعر گفته یا کسی که تار می زند
درست مثل بازی گذشته های شاعری
که جای سنگ و گل به دوستش انار می زند
خدا کند به وعده اش وفا کند که گفته بود
شبی مرا به جرم عشق خویش دار می زند






![]()
خــــاطره هــــامــــونــــو ســــوزوندی عــــاشق عــــشق تو بودم با چه احــــساس قشنــــگی
فقــــط فقــــط با تــــو بودم توی دنیای دو رنــــگی حالا من اینجا تک تنها تو اون ته دنــــیا
میزنه آتش به قلبم غــــم غصه های فردا با اینکه مال من نیستی من از توبه دورم
واســــه لحظه های با توبودن تجربه بودن تو رو میخواستم نــــذاشتی حرمــــت واسم
عاشق بودم ولی به جرات بازم میگم آرزومــــه که تو بشی خوشــــبخت بازم هر جــــایی که هســــتی
هر جــــایی که رفتی ازم بد نگو چون رفتــــارم بخدا با تو بد نبود من دوســــت دارم ببین تو اشک
تو چشــــام بغض تو نگام اسمی نیــــست به جز تــــو تو صــــدام بدون تو میمیرم
به جون تو نــــمیگیرم دست دیگه روچشام پره خونه من تــــو رو میــــخوام ![]()
آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را

کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم
کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد
کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات
کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم
ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم
کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم
کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت
کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد
کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم
خنده واسه هميشه از لبـام رفت
رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت