نمی دونی دل عاشق این روزا چه حالی داره این روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره تو شدی خدای عشقم توی قلبم لونه کردی آومدی تو سرنوشتم دلمو دیونه کردی
برو ای نگاه تو بیگانه رنگ که این عشق را سرانجام نیست
تو که دل به جای دگر داشتی چرا با روانم در آ میختی
عشق یتیم تر از آن است که به دست رودخانه روزگارش بسپاری....
من اناری می کنم دانه ...... به خود می گویم:
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود!!
زندگی فقط اون نیست که تو با دید خودت نگاه میکنی
عشق فراتر از اون دوستت دارم که تو میگی هست خیلی پاکتر با معنا تر
با چی اشتباه گرفتی معنای عشق رو دیگه بس کن عا شقی میدونی یعنی چی دیگه بس کن
هر عشقی اجازه ورود به دل ما را دارد دلی که مزرعه تمام پاکی هاست
با یک آسمان آبی اگر خاطرمان خالی ماند
طلب عشق از هر بی سروپایی نکنیم
بد نیست اگر کمی به هم فکر کنیم بد نیست اگر خانه ما سیمانی است به خشت و
گل و نفوذ نم فکر کنیم هر وقت زیادمان دلی می شکند بد نیست یک لحظه
به کم فکر کنیم منو تو عاشق هر که در این عصر غریب بد نیست
اگر کمی بعه هم فکر کنیم
به یاد عشق .........
Lest you have said , " I love you "
They smell your heart
It is a strange world my darling !
And they lash love
On roadblock post
On must hide love in closet
In this clod labyrinth of dead – ends
First is kept aflame
With books of poetry and song
Do not endanger yourself by thinking
It is a strange world my darling !
در این بن بست
دهانت را می بویم
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بویم
روزگار غریبی است نازنین.
و عشق را
کنار تیرک راهبند
تازیانه می زنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند.
به اندیشیدن خطر مکن